تبليغاتX
آقا اجازه ؟

آقا اجازه ؟

طنز نوشته ها

آقا اجازه ؟ آقا این مملی شاقلی بادام خودش که سوات موات ندارد افاده ها طبق طبقش هم مربوط به خواهرش میشود که پس از سه سال پشت کنکور بودن امسال از این سد گذشته و از روزی که نتیجه ها را اعلام کرده اند لباسهایش را عوض کرده مدل موهای سرش را عوض کرده ، راه رفتنش را عوض کرده و به اصطلاح عمه جان نازنین ما یکپارچه عوضی شده !! مبارک است انشااله !!

آقا اجازه ؟ آقا این مملی بیسوات و خواهر فاتح کنکورش دارند روی نوشته های ما هم اثر می کنند و فی الواقع مار ا هم عوض می کنند از آنجائیکه ما نمی خواهیم عوض شویم یعنی اینکه عوضی شویم بقیه را درز می گیریم تا دل این عوضی ها بسوزد !!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 9:47  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا عمه سکینه نازنین ما می گفت : بچه ها یادتان باشد که در کلاس همیشه سوال کنید سوال مقدمه یادگیری است و رفع ابهامات جهت ورود به مرحله یادگیری ! فقط ای کاش معلمین شما سواد و حال و حوصله کافی جهت پاسخگوئی به شما را داشته باشند نه مثل آن پدر و پسر!!

آقا اجازه !؟ آقا از آنجائیکه ما همیشه از عمه سکینه نازنینمان سوالاتمان را می پرسیم  این بار نیز پرسیدیم ماجرای آن پدر و پسر چه بوده است و عمه سکینه نازنین مان گفت : پاشو یک چائی به عمه بیار و بعد بشین و گوش کن چائی را خدمتشان آوردم و گوش بزنگ شدم و عمه سکینه چنین گفت:

پسری از پدرش پرسید : باباجان چرا نهنگ ها اینقدر عظیم الجثه هستند ؟ پدرش قدری فکر کرد و گفت نمی دانم ! پسر دوباره سوال کرد بابا چرا وقتی باران می بارد لانه مورچه ها خراب نمی شود ؟ پدرش باز هم گفت نمی دانم و چند تا از این قبیل سوالات که پاسخ همه اش منفی بود آخر سر مادرش گفت : پسرجان زیاد پدرت را خسته نکن و پدر گفت :

نه بابا این چه حرفی است بچه باید بپرسد تا چیز یاد بگیرد!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 12:20  توسط منوچهر انتظار  |