تبليغاتX
آقا اجازه ؟

آقا اجازه ؟

طنز نوشته ها

آقا اجازه ؟ آقا امروز صبح این حسنی بیسوات خیلی ناراحت بود و میگفت آقای ادبیاتمان را دیدم که خیلی مودبانه مسافر کشی میکرد حسنی میگفت من بیسوات با این سوات ربوبت کشیده ام شاید در آینده از این قبیل کارهای حمل و نقلی بکنم که اصلا برای این قبیل کارها زاده شده ام ولی آقای ادبیاتمان دیگر چرا ؟ آنهم با اینهمه سوات ادبی !! آقا اجازه ؟ آقا ما داشتیم دنبال جواب به این حسنی بیسوات میگشتیم که شنیدیم حسنی میگوید بچه ها ایکاش از بین شما با سوات های کلاسمان در آینده وزیری ،وکیلی ،تصمیم گیری ،جراحی و وغیره ای پیدا بشود که لااقل این قبیل وغیره های آقاهایمان را عمل نماید !! و مملی و سیفعلی و چراغعلی هم گفتند آمین .آقا اجازه ؟ آقا راستی مسئول اینهمه وغیره های وغیره ای کیست ؟وغیره هائی که آدم های خیلی آدم را هم  به راه های وغیره ای میبرند و ای بسا بعضی وقت ها آبرو ها را هم وغیره  می نمایند یعنی که یعنی !!
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 11:19  توسط منوچهر انتظار  | 

 

آقا اجازه ؟ آقا این حسنی بیسوات مرتب توی گوش بچه ها می خواند که بچه ها درس خواندن را بی خیال باشید پس بابا برای چیه ؟ وقتی توی کتاب های درسی مان نیز توی گوشمان می خوانند بابا آب داد ، بابا نان داد ، معلوم است که بابا وقتی آب و نان را داد بقیه را نیز خواهد داد تا کی؟بقول مملی تا وقت گل نی !! بابا که دلش نمی آید  ما به خاطر بیسواتی تحت فشار باشیم پس لابد در آینده نیز مثل حال و گذشته همه چیز بما خواهد داد و از این حرفها و حتی ای بسا  از آن حرفها .....!!

آقا اجازه ؟ آقا این حسنی واقعا اخلاق بچه ها را خراب کرده است بچه ها هم هر روز در کلاس و حیاط مدرسه دورش جمع می شوند و به سخنرانی هایش گوش می دهند کیف می کنند و کف می زنند ما هم دهنمان کف کرده است از بس به بچه ها گفته ایم بابا این حسنی کف مغزش تکان خورده است به حرفهایش گوش ندهید .

آقا اجازه ؟ آقا ما به حسنی گفتیم که اگر زیاده روی کنی به آقا خواهیم گفت و حسنی گفت روی صندلی آقا پونیس می گذارم !!

آقا اجازه ؟ آقا مواظب باشید هر روز قبل از نشستن صندلی تان را نگاه کنید این روزها احساسات پونیس گذاری حسنی بیسوات نیز عود کرده است کار دستتان می دهد !!

آقا اجازه ؟ آقا بقیه شاهکارهای حسنی بیسوات را نیز رو خواهیم کرد تا بلکه از رو برود !

 

 

پیام ویژه از طرف حسنی بیسوات بمناسبت قطع گاز:

حیف که گازمان قطع شده وگرنه من باب اظهار محبت ویژه بدون استثنا همه شما را گاز میگرفتم !!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 11:41  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا وقتی شما حاضر غایب میکردید مملی و سیفعلی غایب بودند و ما گفتیم غایب آقا اجازه؟ آقا الان نیم ساعت است که این حسنی بیسوات مردم آزار با آن سوات ربوبت کشیده اش نق میزند و سر ما را کچل کرده از بسکه گفته تو چکار داری عوض غائبین  به أقا میگوئی غایب !!مگر غایبین خودشان زبان ندارند بگذار خودشان جواب بدهند !! آقا اجازه ؟ آقا ما که در بیسواتی این حسنی مردم آزار تردیدی نداشتیم آن بکنار ولکن از امروز در هست و نیست عقل سالم در کله مبارکش نیز تردید خواهیم کرد در واقع آقا اگر فیوز عقلش هم پریده باشد حسنی میشود عقل الخلاص و ما هم میشویم حسنی الخلاص !! فی الواقع هم حسنی راحت میشود و هم ما

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 18:28  توسط منوچهر انتظار  | 

 

 

حسنی می گوید :

آقا اجازه ؟ آقا هم ما میدانیم هم شما می دانید هم ایشان و هم اوشان،حسنی که ما باشیم سوات درست و حسابی نداریم ولی آقا برادر بزرگمان علاوه بر سوات کافی عادی سوات مازاد صادراتی نیز دارد مع الوصف بیکار است ؟! آقا اجازه آقا فرض علی  تا حال کلی از بابا و مامانمان  قرض الحسنه گرفته و در حال حاضر بدهکارالحسنه است! فلذا مرتب به رفقایش و حتی به من و خواهرم در خانه می گوید بچه ها آخر و عاقبت ما را میبینید فرض بر این بود که فرض علی بلافاصله بعد از تمام کردن درس و مشقش  کاره ای بشود  نه تنها که این چنین  نشد  بلکه فرض علی با اینهمه قرض و قروض ، قرض علی شد !! عاقبت به خیری یعنی همین دیگر ، مبارک باشد انشااله !!

آقا اجازه ؟ آقا از آن موقعی که فرض علی برادرمان قرض علی شده  بیکاریش به کنار ،آن که یک امر عادی است ! ما خوف آن داریم که فردا پس فردا این برو بچه های همکلاسی مان و بچه های محله مان علاوه بر تخلص بیسواتی مان بر افتخاراتمان بیفزایند و این بار بفرمائید :

حسنی بیسوات ، برادر کوچک قرض علی ( همان فرض علی سابق )
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 9:40  توسط منوچهر انتظار  | 

 

 

آقا اجازه ؟ آقا حسنی دیروز می گفت پدرم ضربعلی خان چنان ضربه ای توی گوشم نواخت که گوشم هنوز زنگ می زند گفتم حسنی، پدر که بیخودی به پسر ضربه نمیزند حتی اگر ضربعلی خان باشد حتماً یک غلطی کردی اینطور نیست ؟

آقا اجازه ؟ آقا حسنی با دستپاچگی گفت بخدا کاری نکردم فقط گفتم بابا ، آدم در چند سالگی زن می گیره ؟ و بابام عصبانی شد و گفت لابد فردا هم میخواهی بپرسی  حوا چند سالگی شوهر می کنه !؟ من هم گفتم بابا من به آدم و حوای درست و حسابی که کاری ندارم همین آدم های مشابهی مثل حسنی و مملی را می گویم حسنی را هم که من باشم ولش کن غلط کرده مملی را می گویم آقا اجازه ؟ آقا حسنی می گوید همین که این را گفتم ناگهان ضربه اساسی بابا بیخ گوشم را داغ کرد و بالاتر از آن داغونم کرد الان هم احساس می کنم در گوشم ارکستر هم نوازان ضرب می نوازند !! بعدش هم بابام گفت برو جهنم شو ،چشم ما روشن بچه ای که هنوز دهنش بوی شیر می دهد حرفهای گنده تر از دهنش می زند و فیلش یاد هندوستان کرده !!

آقا اجازه ؟ آقا راستی فیلش یاد هندوستان کرده یعنی چه ؟ آقا به نظر شما این حسنی بیسوات فیل هم داره !؟ آقا اجازه ؟ آقا از این حسنی نیم وجبی بیسوات هر چی بگوئید بر می آید !! البته ما نمی گوئیم همه می گویند حتی این مشهدی صفر بابای پیر مدر سه مان

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 11:45  توسط منوچهر انتظار  |