تبليغاتX
آقا اجازه ؟

آقا اجازه ؟

طنز نوشته ها

آقـــا اجازه ؟!

ـــــــــــــــــــــ

خانم اجازه ؟!

 

دلم خواهد تمام وبلاگرها

بیاسایند یکدم از دگرها

 رها سازند خود را از اگرها

تهی گردند یکسر از مگرها

مگرها و اگرها را برانند

که شاید قدر همدیگر  بدانند

سکینه عمه ام را می شناسید

به حرف او دگر حرفی ندارید

هم او گوید که ای پیوستگانم

به همراه شما دلبستگانم

بپا خیزیم و شیطان را برانیم

که شاید قدر همدیگر بدانیم !

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 12:12  توسط منوچهر انتظار  | 

 

آقا اجازه ؟ خانم اجازه ؟ با اجازه شما ما خطر کرده بودیم و رفته بودیم سفر ، خانم اجازه ؟ پدرمان پدرمان را درآورد از بس سرمان داد کشید و هی غر زد که کدام آدم عاقل و هوشمندی به امید کارت هوشمند راهی سفر میشود !؟ آقا اجازه ؟ آقا این پدرمان هر یک کیلومتر یک متلک، بارمان کرد تا کمرمان زیر بار اینهمه اضافه بار خم شد و سفرمان زهرمار شد کوفت شد و اعصابمان کوفتمان شد اینک که درب و داغون برگشته ایم و چند روز دیگر فصل زهرمار تمام میشود ( آقا اجازه ؟ خانم اجازه ؟ زهرمار اینجا به معنی همان سفر است ) تازه آقای وزیر گردشگری می خواهند بنزین سفر مرحمت بفرمایند . خانم اجازه ؟ آقا اجازه ؟ ما که بچه ایم و بحمداله نمی فهمیم شما که بزرگید و هزار ماشااله می فهمید بفرمائید تحویل بنزین سفر آنهم بعد از قبولی احتمالی در کنکور ورودی سفر چه معنی می دهد !؟ خانم اجازه ؟ آقا اجازه ؟ چون ما در زهرمار بودیم ( شما بخوانید همان سفر بودیم ) و نتوانستیم به موقع به کامنت های شما پاسخ دهیم و از نوشته های زیبای وبلاگ هایتان بهره جوئیم ما را ببخشید از خدا می خواهیم در شرایط فعلی ایامتان را قرین زهرمار نفرماید !! ( شما مجددا بخوانید قرین سفر ) . آمین

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 13:28  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه !؟ آقا ما معلمی داریم که آقا ما حرف نزده آقا بما میگوید خفه شو ! آقا اجازه آقا این معلم ، معلم ادبیات ماست  آقا ، ایشان که اجازه نمی دهند ما سوال کنیم لااقل آقا شما بفرمائید که " خفه شو " از نظر دستور زیان فارسی فعل امر تشویقی است یا....یا تفریحی و یا  چی ؟ و چه موقع باید استعمال شود آقا ببخشید ما میدانیم آقا که شما معلم هندسه ما هستید ولی چه کنیم آقا که زنگ ادبیات فارسی آقا همه " خفه خون گرفتگانیم " ! حتی این حسنی موفرفری(کچل سابق) هم نمیتواند حرفی بزند چه برسد به مملی و بقیه !

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 12:35  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا این حسنی مو فرفری "کچل سابق" مملی را سر کار گذاشته بود که حتما باید اسامی فک فامیل های نزدیکش را بما بگوید و در نهایت "مملی"از رو رفت و ماحصل قضیه بشرح زیر است :

اسم : مملی اسم پدر :سلطان علی اسم مادر : منزل سلطان علی اسم برادر :چراغ علی اسم عمو قند علی اسم دائی:شربت علی

آقا اجازه ؟ آقا  حسنی ناگهان جوش آورد و گفت :مملی فسقلی ریزه میزه نکنه مارو دست انداختی؟ و مملی پاسخ داد : نه به حضرت علی ! 

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 10:6  توسط منوچهر انتظار  |