تبليغاتX
آقا اجازه ؟

آقا اجازه ؟

طنز نوشته ها

آقا اجازه ؟ آقا من رای میدهم تو رای میدهی او رای میدهد آقا ما رای میدهیم شما رای میدهید ایشان و حتی اوشان نیز رای میدهند و بعد از فارغ شدن !!

آقا اجازه ؟ آقا همه با هم دست به دست هم میدهیم و شنگولانه و منگولانه میرویم از همسایگی آقای رئیس جمهور در تهران گوجه فرنگی می خریم تا ارزانی را مزمزه کرده باشیم .

آقا اجازه؟ آقا ما از این موضوع نتیجه می گیریم که رای دادن گوجه فرنگی دارد و گوجه فرنگی مزه دارد  !! آنهم چه مزه ای !آقا اجازه ؟ آقا مردیم از بس کیف کردیم  مگه نه آقا !؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 9:41  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا ما مرتبا از خودمان میپرسیم راستی اگر مدرسه نبود ما چطوری بیسوات میشدیم ؟! آقا اجازه ؟ آقا شما هم مرتبا میفرمائید که بیسواتی ما ذاتی است ارثی است و وغیره ای است !! آقا اجازه ؟ آِقا ما به کنار ولکن این پسر همسایه بغل دستی ما که همیشه در دانشگا شاگرد اول بوده و خیلی هم سوات انبوه دارد او چرا مرتبا میگوید من در عجبم اگر دانشگاه نبود ما به چه نحو بیسواد میشدیم ؟! راستی شما چگونه بیسوات شدید ؟! بوسیله دبستان ، دبیرستان ،پیش  دانشگاهی و یا اصلا دانشگاه ؟!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 8:12  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا یک جوک آقائی بگوئیم !؟ یعنی اینکه مربوط باشد به آقاها مثل آقای خودمان مثلا شما !

آقا می گوید حسنی بیسوات شاقلی بادام اگر خیلی بیسواتانه نباشد بگو .

و حسنی می گوید:

آقا اجازه ؟ آقا یک روز آقائی خانه شان آتش می گیرد و پدرشان در این آتش سوزی میسوزد ! فردای آن روز آقا سری به مدرسه می زند و وقتی وارد کلاس می شود می بیند یکی از بچه ها روی تخته سیاه با خط درشت نوشته است :

بچه ها ، بعلت پدرسوختگی آقا ، کلاس یک هفته تعطیل است !!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 13:12  توسط منوچهر انتظار  | 

 

سال نو مبارک

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 15:23  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه : آقا ما که حسنی باشیم هم خودمان می دانیم ، هم شما ، هم ایشان و هم اوشان که خوشبختانه ما بی سواتیم !! ولکن این مملی که همیشه دم از سوات موات می زند در همین امتحانات سه ماهه اول پای سوالات ورقه امتحانی اش نوشته :

آقا اجازه ؟ کلیه مطالب بالا نظریه شخصی اینجانب است و ممکن است با مفاد کتاب وفق ندهد . انشااله بنده را خواهید بخشید!

آقا اجازه : آقا شما هم ما را ببخشید که بالاخره ما هم معنی سوات را فهمیدیم !!

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 12:0  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا ما که حسنی بیسوات باشیم به شما ضد حسنی ها ی باسوات توصیه میکنیم زیاد به سر و کله هم نپرید و نزنید و نکنید این کارها را که شما هم با سواتید و هم بزرگ بزرگ !و ما کوچکترها  که انشااله میخواهیم از شما بزرگترها یاد بگیریم بگذارید واقعا درس باشد و مشابه سازی نفرمائیدو ما را گیج اندر گیج نیز نفرمائید آقا اجازه ؟ آقا لطفا نفرمائید که ما بی ادب شدیم و بی ادب هستیم و بی ادب بودیم قرار نیست که ما هر وقت خواستیم دو کلمه حرف حساب بزنیم باران اتهامات بر سر مبارک و نازنین مان باریدن گیردو ببارد و ببارانید و آقا اجازه ؟ آقا ما از این موضوع نتیجه میگیریم که خیلی از موضوعات ارزش گفتگو ندارند چه برسد به بحث و وغیره !! بله ؟! بعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــله!!

*********************************************************************

با احترام تمام به روح پر فتوح منوچهر  احترامی ، درگذشت ایشان را به جامعه طنز کشور تسلیت میگویم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 10:14  توسط منوچهر انتظار  | 

 آقا اجازه ؟ آقا ما مع الوصف بیسواتی مان کوچک همه شما آقاها و خانم های باسوات چیزفهم هستیم درست است که ما چیزی نمی فهمیم ولی چیزهای کوچولو موچولوئی می نویسیم که بعضی وقت ها شما به بعضی از آنها طنز می گوئید لابد بقیه مطالب ما هم میشود نطنز ! به هر صورت ما آنچه در توان داریم زور می زنیم تا بلکه زور زورکی خودمان را به شما به چسبانیم گو اینکه بقول عمه فهیمه نازنین مان نباید هم زیاد زور بزنیم  چون وقتی نچسبد میشود لایتچسبک !

آقا اجازه ؟ آقا ما قول می دهیم وقتی بزرگ شدیم راه بزرگان را پیش گیریم عین این اطباء متخصص کودکان که لابد بعد از مدتی تجربه خواهند توانست بزرگترها را نیز ویزیت نمایند !!

آقا اجازه ؟ آقا ما با کسی شوخی نداریم ولکن بچه شوخی هستیم و شوخی شوخی گاهی وقت ها حرفهای جدی جدی می زنیم که خودمان هم خنده مان می گیرد چه برسد به شما و ایشان و اوشان ! در ضمن مملی و قندعلی و چراغعلی نیز به خاطر همین شوخ بودنمان شوخی شوخی ما را بطور جدی دوستمان میدارند !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 12:24  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا همه شما میدانید که ما حسنی هستیم آن هم از نوع بیسوات آن !! یعنی که سواتمان ربوبت کشیده و ربوبت ما هم همان رطوبت شماست ! با وجود اینهمه بیسواتی و ربوبت دلمان میخواهد از شما سوات دارها بپرسیم که آیا فقط ما بچه ها باید همیشه اجازه بگیریم ؟! و بزرگتر ها هر کاری که دلشان خواست و انجام دادند ولو خلاف و بدون اجازه ! اشکالات ندارد ؟ اگر این امر برای شما بزرگترها اشکالات نداشته باشد مطمئن باشید برای ما مشکلات دارد یعنی ما فکر میکنیم که این اجازه مجازه فقط مخصوص کوچکتر هاست اگر واقعا اینطور باشد ما دلمان میخواهد خیلی زود قد بکشیم و بزرگ شویم تا از قید این اجازه مجازه ها رها شویم و اگر اینطوری نیست و نباید هم باشد پس چرا اینطوری است ؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 8:31  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا دده جان ما از روزی که به افتخار بازنشستگی نایل شده اعصابش به داغونی مایل شده و مرتبا با خودش زمزمه میکند افتخار ، بازنشستگی ، کشک ، پشم ! آقا اجازه ؟ آقا بنظر شما افتخار با کشک و بازنشتگی با پشم ارتباطی دارد ؟!آقا اجازه ؟آقا بیسواتی هم در واقع نعمت بزرگی است چرا که آدمکی مثل ما مجبور نمیشود از این قبیل و ای بسا آن قبیل مسایل سر در بیاورد !! مگر نه ؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 10:27  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا این مملی تپلی میگوید هر کسی ازدواج کند مبتلای بلا میشود !! آقا اجازه ؟ آقا ما هم که حسنی بیسوات باشیم رکن میگوئیم (البته رکن ما همان رک شماست ) که ما این اواخر همه اش به بلا فکر میکنیم و دلمان میخواهد هر چه زودتر بکوری چشم امثال مملی ها مبتلای بلا بشویم !!
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 7:24  توسط منوچهر انتظار  |