آقا اجازه ؟ آقا این حسنی بیسوات مرتبا بما هم توپ میزند و هم تشر !! او میگوید بدبخت بینوا همین فردا پس فردا متوجه خواهی شد که با همه سواتت توی صف استخدام له له خواهی زد و من شاقلی بادام بقول شما بیسوات خارج از نوبت استخدام خواهم شد تا معلوم شود کی چند مرده حلاج است !! آقا اجازه ؟ آقا بنظر شما حنسی های شاغل فعلی شاهدی بر ادعای صحیح بودن فرماشات حسنی بیسوات ما نیست ؟ و اگر هست در آن صورت کلاه ما با همه درس خوانی پس معرکه نیست ؟ و اگر هست برنده حسنی نیست ؟ آقا اجازه ؟ آقا ببخشید که سخنان امروز ما همه اش به هست و نیست منجر شد خدا آخر و عاقبت ما را خیر کند !!
آقا اجازه ؟ آقا این عمه سکینه نازنین ما دیشب بعد از مدتها خانه ما مهمان بود اولا بمحض ورود همان دم در بما گفت: بچه ها این عصای عمه جانتان را میبینید از آن با غیرتهائیست که هر روز صد بار زمین میخورد تا صاحبش زمین نخورد !! و اما بعد چندین مثال ناب و بقول خودشان باریک تر از مو نیز برایمان گفت که کل خانواده کلی کیف کردیم و چون عمه سکینه نازنین ما همیشه بما توصیه میکند که نوشته باید مختصر و مفید باشد فلذا ما آخرین مثل ایشان را که در قالب " فرمایش بهلولانه " و مختصر و مفید بود به شما نقل میکنیم تا شادیهایمان را با شما قسمت کرده باشیم
روزی هارون الرشید از بهلول پرسید آیا میل داری که خلیفه بشوی ؟! بهلول گفت نه بخدا !! هارون پرسید چرا ؟ بهلول پاسخ داد باین علت که من تا حالا مرگ سه خلیفه را بچشم خود دیده ام ولی تو حتی مرگ یک بهلول را هم ندیده ای !!! آقا اجازه ؟ آقا راست و حسینی شما هم کیف کردید ؟!
آقا اجازه ؟ آقا این عمه سکینه نازنین ما سالها خارج بوده ولکن در همان خارج نیز ایرانی صحبت میکرده و نه خارجه ای ولی این احمد سراسر زحمت ،همکلاسی نورس ما همه اش چهار ماه خارج نبوده الان مرتبا خارجه ای بلغور یعنی که قور قور میفرمایند یعنی که یعنی !! آقا اجازه ؟ آقا شما میفرمائید ما با این ندید بدید ها چه کنیم ؟!
آقا اجازه ؟ آقا این عمه سکینه نازنین ما که دیشب مهمان ما بود میگفت بچه ها بالاخره نمردیم و گور خری را نیز دیدیم !!عده ای در شهر ما روی آورده اند به گور خری !! گور ها را میخرند دستی به سر و رویش میزنند و سر بزنگاه به قیمت های آن چنانی آنگونه که افتد و دانی ، میفروشند بنا براین اگر کسی بدون برنامه هوس مردن به سرش بزند حتما و قطعا سرش به در میخورد و درهای آن دنیا را بسته می بیند لطفا دست نگهدارید تا شاید "گورخرها" سر عقل بیایند و در بهشت را بگشایند !!
آقا اجازه ؟ آقا این معلم حساب ما میگوید تو در حساب نیستی بچه ، چون حساب نمیدانی ، آقا بنظر شما کسی که حساب نداند بحساب نمی آید ؟ پس آقا اینهمه آدم که بی حساب همه کاره میشوند و به اصطلاح بزرگترها بحساب می آیند کسی به انها نمیگوید بالای چشمت ابروست ولی نوبت بما که میرسد به حساب نمی آییم و تمام کاسه کوزه ها نیز بی حساب سر ما میشکند !!آقا اجازه ؟ آقا این معلم حساب ما که مثلا کلی حساب میداند حسابی قافیه را باخته است اگر راستی راستی حساب میدانست چرا اینهمه ساعت هندسه تدریس میکرد ؟! آقا اجازه ؟ آقا به این معلم حساب ما بفرمایید انقدر بیحساب سر بسر ما نگذارد که بقول عمه سکینه نازنین ما حسابی دستش رو میشود آقا اجازه ؟ آقا راستی آنهاییکه حساب مساب نمیدانند چطور میشود که بیش از همه بحساب می آیند ؟! آقا ما را ببخشید که حسابمان ضعیف است ولی مطمئن باشید بالاخره ما هم روزی بی حساب و کتاب به یک جاهائی خواهیم رسید خواهید دید لطفا بفرمائید ماشااله تا نظر نخوریم !!![]()
آقا اجازه ؟ آقا ما این ایام نوروزی از بس مشق نوشتیم دستهایمان پینه بسته !! هفت روز گذشت ولکن ما هنوز از هفتخوان مشق نویسی رد نشده ایم نه خودمانیم اینهمه هم مشق میشود اصلا اینهمه مشق به چه درد حال و آینده مان میخورد جز اینکه پدرمان در بیاید و تعطیلاتمان زهر مار شود بیخود نیست این حسنی بیسوات از سوات زده شده ما هم یواش یواش هوس بیسواتی به سرمان میزند نمیشود اندکی از مشق و مشوقات کم کنیم و بر تفریحات و تبریکات بیفزاییم؟ آقا اجازه ؟ آقا بخدا اگر ما معلم بودیم این کار مبارک را آنهم در این ایام مبارک میکردیم !!گو اینکه خیلی خسته ایم و شکسته بسته ولکن به آنهایی که ندیده ایم و نگفته ایم میگوییم : عید شما مبارک و خوش به حالتان که مثل ما عمله مشق نویس نیستید اگر بودید میفهمیدید که عید و تعطیلات یعنی چه !!آن هم از نوع نوروزی آن !!![]()
آقا اجازه ؟ آقا این حسنی بیسوات بما می گوید پیشاپیش عید شما مبارک ، دمب شما سه چارک !! آقا اجازه ؟ آقا اولا ما دم نداریم ثانیاً نمی خواهیم داشته باشیم ثالثاً مگر دم چارکی است !؟ آقا اجازه ؟ آقا بدون این حرفها و ای بسا آن حرفها ما فقط می گوئیم: عید شما مبارک . لطفا وصول آن را اعلام ، از ما قبول فرموده و ما را شادمان فرمائید شادمان و شاد کام باشید. ![]()
آقا اجازه ؟ آقا پدر نازنین ما حقوق و پاداش آخر سال خود را گرفت ولکن در یک چشم بهم زدن آب شد ! آقا اجازه ؟ آقا بنظر شما حقوق و پاداش دَدَه جان ما آبکی بود !؟ آیا اصولا آب برای ما نان می شود ؟ آیا خربزه همان آب است یا آب همان خربزه است آیا حقوق و پاداش پدر ما نوعی خربزه است !؟ آقا اجازه ؟ آقا ببخشید که این بار همه سوالات ما هم آبکی شد !!
آقا اجازه ؟ آقا ما در انجام کارهای خانه به مادرمان کمک میکنیم ظرفها را میشوییم خانه را جارو میکنیم برفها را پارو میکنیم البته درسمان را هم خوب میخوانیم ولی این حسنی بیسوات تنبل نه تنها از این کارها نمیکند بلکه هم از آن کارها میکند که نباید بکند!! و هم بما گیر میدهد که ما کارهای زنانه میکنیم آقا اجازه ؟ آقا بنظر شما کمک به کارهای خانه زنانه مردانه دارد ؟! یا این حسنی بیسوات افکارش قاطی پاطی است ؟! آقا اجازه ؟ آقا ما هم در پاسخ این حسنی بیسوات میگوییم خدا عقل من و تو را زیاد کند که هر چه میکشیم از کم عقلی میکشیم آقا بنظر شما ما درست میفرماییم یا حسنی با این سوات ربوبت کشیده اش در ست میفرماید ؟! (توضیح :ربوبت حسنی همان رطوبت من و شماست )
آقا اجازه ؟ آقا دل ما بی تابی میکرد این حسنی بیسوات رفته برای ما یک تاب خریده و معتقد است اگر ما تاب بازی کنیم بی تابی مان مرتفع میشود یعنی که به ارتفاع میرود !! آقا اجازه ؟ آقا این حسنی ریزه میزه تا دیروز سر به سر ما میگذاشت تازگی ها با دل ما حساب باز کرده است لطفا بفرمایید بیش از این با دم شیر بازی نکند وگرنه ............!!!
